الملا فتح الله الكاشاني
242
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
بعد از آن هزار سال ديگر به اين قول تكلم نمايند كه يا مالك ليقض علينا ربك پس جواب داده شوند كه انكم ماكثون بعد از آن هزار سال ديگر گويند ربنا اخرنا پس در جواب ايشان گويند كه أ و لم تكونوا الايه بعد از آن هزار سال ديگر گويند كه ربنا اخرجنا نعمل صالحا پس جواب داده شوند كه أ و لم نعمركم بعد از آن هزار سال قايل اين سخن شوند كه رب ارجعون پس جواب ايشان دهند كه * ( اخْسَؤُا فِيها وَلا تُكَلِّمُونِ ) * * ( إِنَّه كانَ فَرِيقٌ ) * بدرستى كه شان و قصه اينست كه بودند گروهى * ( مِنْ عِبادِي ) * از بندگان من يعنى انبيا و ساير مؤمنان يا همهء صحابه پيغمبر يا اهل صفه چون عمار و بلال و خباب و امثال ايشان كه پيوسته * ( يَقُولُونَ رَبَّنا ) * ميگفتند كه اى پروردگار ما * ( آمَنَّا ) * گرويدهايم به تو * ( فَاغْفِرْ لَنا ) * پس بيامرز ما را * ( وَارْحَمْنا ) * و ببخش بر ما * ( وَأَنْتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ ) * و تو بهترين بخشندگانى * ( فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ ) * پس فرا گرفتيد آن درويشان را * ( سِخْرِيًّا ) * مهزو به يعنى كسى را كه با او سخريه كنند و افسوس دارند سخرى بضم و كسر مصدر است چون سخر الا آنست كه در ياى نسبت زيادتى قولست در فعل چون خصوصيت و خصوص مراد آنست كه بايشان استهزا ميكرديد * ( حَتَّى أَنْسَوْكُمْ ذِكْرِي ) * تا وقتى كه فراموش گردانيد شما را از ياد كردن من يعنى فرط اشتغال شما بسخريهء ايشان فراموش ساخت بر شما ياد مرا اسناد اسناد بمؤمنان با آنكه فعل ايشان نبود باعتبار سبب است يعنى بسبب مشغولى شما بسخريه و استهزاى اهل ايمان ذكر مرا ترك كرديد * ( وَكُنْتُمْ مِنْهُمْ ) * و بوديد شما كه از حال ايشان * ( تَضْحَكُونَ ) * ميخنديديد و در دعا و تضرع ايشان را استهزا ميكرديد و بى آنكه انديشه از من كنيد در حق اولياى من سخريه مينموديد و ميخنديديد مرويست كه ايشان در وقت ايذا و استهزاى بمؤمنان ميگفتند كه نظر به اين جماعت كنيد كه از دنيا بعيش دنى خشنود شدهاند به جهت طمع ثواب آخرت و حال آنكه آخرت و ثواب نخواهد بود * ( إِنِّي ) * بدرستى كه من * ( جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ ) * جز اميد هم ايشان را امروز * ( بِما صَبَرُوا ) * به آنچه صبر كردند بر ايذا و ازار و سخريهء شما * ( أَنَّهُمْ هُمُ الْفائِزُونَ ) * بدرستى كه ايشانند رسندگان بمراد و مطلوب خود اين مفعول ثانى جزيتهم است يعنى امروز جزا ميدهيم بايشان فوز و رستگارى را مراد آنست كه جزاى صبر ايشان فوز است بمطلوب و تكرير ضمير به جهت اختصاص است يعنى فوز مخصوص به ايشانست بعد از آن حق سبحانه بر سبيل تبكيت و توبيخ بكفار خطا بكرده * ( قالَ ) * گويد يا فرشتهء بامر او كافران را گويد * ( كَمْ لَبِثْتُمْ ) * چند درنك كرديد * ( فِي الأَرْضِ ) * در زمين زندگان يا مردگان در قبور مرويست كه كافران از روى غفلت و طول امل ميگفتند كه ما هميشه زنده خواهيم بود در دنيا و فانى نخواهيم شد پس حقتعالى بر طريق عتاب از ايشان پرسد كه